جمعه, 10 بهمن,1404
جستجوی پیشرفته
سه شنبه, 07 بهمن,1404

حوالی سحر

صبح شد. شماره‌ی مسئول بخشمان را گرفتم. صدایش گرفته بود: «فاطمه، نمی‌دونی چی شده اینجا. صبح اومدم جنازه‌ی مرضیه رو دیدم. هیچی ازش نمونده بود. بیچاره دخترش.» دلم برای لحظه‌ای که مرضیه در آتش بود، سوخت.

مشاهده »
سه شنبه, 07 بهمن,1404

سنگ

چشم‌هایم به دستانش خیره می‌شود؛ سنگ در کف دست او زمخت و بی‌رحم به نظر می‌رسد. هنوز می‌شود صدای برخوردش با بدن مظلومی را شنید. سنگی که نمی‌دانم بر فرق کدام شهید فرود آمده؛ بر پیشانی کدام پسر، بر شانه‌های کدام پدر، یا بر دستان گشاده‌ی کدام مدافع بی‌سلاح. اما هرچه که هست، در خون خشکیده آغشته است. سنگ مانند شاهد خاموشی است که فریادش در گلو شکسته و اکنون در کف دست کودکی قرار گرفته که هنوز معنی مرگ را نمی‌داند.

مشاهده »
سه شنبه, 07 بهمن,1404

این روزهای به‌یادماندنی

یادم افتاد مامان‌صفا تعریف می‌کردند سال ۵۷، چله‌ی زمستان، بچه‌به‌بغل و چادربه‌سر، تمام مسیر محله‌ی سنبلستان تا دروازه‌ی شیراز را پیاده می‌رفتند برای راهپیمایی و بعد، همان مسیر را پیاده برمی‌گشتند. می‌گفتند: «سی سال بعد، اثر همان نیت خالص را توی بچه‌هایم دیدم.»

مشاهده »
سه شنبه, 07 بهمن,1404

دست‌های برتر ملت

اعلی‌حسرت هم ۱۸ و ۱۹ دی با فراخوانش، روز سیزدهم جنگ دوازده‌روزه را به ایران عزیزمان و قلب ایران، شهر یزد کشاند. عده‌ای فریب‌خورده دو شب فضای شهر را آلوده کردند و ساختمان‌های بیت‌المال را به آتش کشیدند و به خیال خام خودشان راه را برای ورود پهلوی هموار کردند، ولی زهی خیال باطل! این‌ها ملت ایران را نشناخته بودند. ملتی که زیر بار گرانی‌ها صورتش را با سیلی سرخ کرده و معترض است، ولی هویت خود را فراموش نمی‌کند و در برابر وطن‌فروشی و خیانت به خودی به میدان می‌آید.

مشاهده »
سه شنبه, 07 بهمن,1404

کمربندی

درِ ماشین را قفل کردم و منتظرِ بازگشتِ آن‌ها ماندم. همان لحظه، دوباره تلفن زنگ خورد. این بار خواهرم بود، صدایش لرزان: «نمی‌خواد بری تو شهر، می‌گن بهبهان هم شلوغ کاری شده، دوستم می‌گه صدای تیراندازی تا خونه‌مون می‌رسه، راه‌ها رو بستن. مستقیم بیا لنده.»

مشاهده »
دوشنبه, 06 بهمن,1404

خانه‌ی آرامش‌بخش2

چند لحظه بعد حاج آقا و نمازگزارها از ضلع غربی و درب اصلی مسجد بیرون آمدند. همسرم باهاشان بود. فوراً رفتم پیشش. آن موقع، اصل ماجرا را نگفتم. فقط گفتم: «به حاج آقا بگو بعد از نماز به همه هشدار بدهد که حتماً توی این شرایط، هر کسی از پنجره یا تراس خانه، حواسش به دور و ور باشد. اگر مورد مشکوکی دیدند با آدرس و اطلاعات دقیق به ۱۱۳ یا ۱۱۴ خبر بدهند.»

مشاهده »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • .
  • 252
  • 253
  • 254
  • 255
  • 256