شنبه, 11 بهمن,1404
جستجوی پیشرفته
یکشنبه, 30 شهریور,1404

ممنون آقای دبیر

ایرانیت و لوطی‌گری می‌بارد ازشان. همین ایرانیت و لوطی‌گری هم می‌شود غیرت و می‌رود توی رگ‌هاشان که با کتف از جا در رفته و لب و ابروی پاره شده، آنطور توی تشک بروند و اگر طلایشان شد نقره، روی سکو اشک بریزند و جلوی دوربین بگویند ما شرمنده مردم ایران هستیم!

مشاهده »
چهار شنبه, 12 شهریور,1404

شخصیت ابوعبیده

واقعیت این بود سید هم شهید می‌شد اما سیدِ دیگری چفیه‌اش را برمی‌داشت، کیپ می‌بست، سوار موتورش می‌شد و پلاک خودش را در می‌آورد و شهادت هویت قبلی خودش را اعلام می‌کرد.

مشاهده »
سه شنبه, 11 شهریور,1404

ابوعبیده...

و همان گونه زیسته‌ای که خطابه آخرت بود‌...و إنه لجهاد نصر أو استشهاد...

مشاهده »
دوشنبه, 10 شهریور,1404

گرم‌تر از فلافل آبادان

مردها یک طور سختی کار دارند در خط مقدم. زن‌ها طوری دیگر در پشتیبانی. لای پیچیدن نان و مخلفات فلافل، هرکس پیشنهاد مختلفش را مطرح کرد.

مشاهده »
شنبه, 08 شهریور,1404

موقعیت شهید وره‌زردی

کار در یکی از پادگان‌ها به مشکل خورده و تصمیم به اعزام گروه ویژه‌ای از تکاوران ارتش گرفته شده بود. اما اینبار منتظر نماند تا کسی صدایش کند. همین که اسم ماموریت را شنید، جلوتر از همه خودش سینه سپر کرد و داوطلب شد. نشان به آن نشان که حتی برای پوشیدن لباس نظامی‌اش به دفتر کارش برنگشت. همان‌جا لباس یکی از کارکنان وظیفه را امانت گرفت و عازم اتاق توجیه عملیات شد.

مشاهده »
پنجشنبه, 06 شهریور,1404

از اشرف‌دره تا عرش خدا

پدر گفت: «دلم نمی‌سوزد. سرم بالاست. بعد از شهادت حامد چندین جوان دیگر در همین روستا از دنیا رفتند. همین نزدیکی‌ها یک جوان در استخر فوت کرد...»

مشاهده »