یکشنبه, 26 بهمن,1404

یک خشم، یک فریاد2

تاریخ ارسال : شنبه, 25 بهمن,1404 نویسنده : مائده محمدتبار بابل
یک خشم، یک فریاد2

آن روزها توی رسانه‌های هند حرفی از ایران نبود. اما یک‌بار نام ایران پررنگ‌تر از هر خبری سر زبان‌ها افتاد؛ آن هم زمان انتخابات سال هشتادوهشت. شبکه سی‌ان‌ان مدام تصویر آشوب‌های خیابانی را پخش می‌کرد و ادعای تقلب در انتخابات به همه جای دنیا مخابره می‌شد. توی دانشگاه‌مان، دانشجوها از اوضاع ایران می‌پرسیدند و باورشان شده بود که ایران کشوری دیکتاتوری و به دور از هر گونه آزادی است.

بعدها دیدم چطور همکلاسی‌های هندی‌ام و بقیه کشورها نسبت به رئیس‌جمهور منتخب ایران با انزجار حرف می‌زنند و او را یک دیکتاتور تحمیلی می‌دانند. این تنها یکی از مداخله‌ها و جنگ‌های رسانه‌ای آمریکا علیه ایران بود.

وقتی فکر می‌کنم، می‌بینم تاریخ کشورم پر است از دخالت‌ها، دشمنی‌ها و کارشکنی‌های آمریکا. از کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت ملی مصدق و حاکم کردن دیکتاتور وابسته به خودشان گرفته تا حمایت‌های همه‌جانبه از صدام جنایتکار در جنگ هشت ساله، و تا اقرار رئیس‌جمهور آمریکا به فرماندهی جنگ دوازده‌روزه و حمایت از قاتلین داعش‌صفت در آشوب‌های اخیر، همه و همه گواه بر جنایات آن‌ها علیه ملت ماست.

نگاهم می‌افتد روی بنری که تصویر امام خمینی رویش حک شده. پرچم‌ها توی دست آدم‌ها تکان می‌خورند و ریسه‌های دههٔ فجر توی باد می‌رقصند. چند پسر نوجوان شانه به شانه هم ایستاده‌اند؛ رنگ سبز و سفید و قرمز، نواری، روی صورتشان نقش بسته. دختربچه‌ای، بادکنکی با طرح پرچم در دست دارد و با شوری کودکانه فریاد می‌زند. کنارش پیرمردی است خمیده که به عصایش تکیه داده؛ صدایش گرفته، اما محکم است؛ همه یک شعار می‌دهند.

دوست دارم برای هدر بنویسم این شعارها خطاب به مردم تو نیست؛ بلکه خطاب به سیاست‌هایی است که درد و رنج بسیاری را بر ما تحمیل کرده. حتم دارم او با من هم‌صدا است؛ چرا که آتش ظلم حاکمان‌شان، دامن خودشان را هم گرفته و هر روز تعداد مردم معترضی که توی خیابان‌های‌شان علیه بی‌عدالتی و ظلم شعار می‌دهند، بیشتر می‌شود.

صدای جمعیت اوج می‌گیرد. در این هم‌صدایی، درد خودم و تمام ملت‌های جهان را می‌بینم و با تمام وجود فریاد می‌زنم: «مرگ بر آمریکا»

مائده محمدتبار

چهارشنبه | ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ | مازندران بابل

برچسب ها :