
اوایل سال ۱۴۰۳ بود که خبر افتتاح خانهی گل بانو را شنیدم. مجموعهای برای نگهداری دختران نوجوان بیسرپرست و بدسرپرست گیلانی. مردم نهاد بود و زیرنظرِ موسسه خیریه فاطمیون. مدتی بعد طی صحبتی با مربی مجموعه، شنیدم مسئولین این مرکز که از قضا خواهر و برادر هستند، توسط دخترانِ مددجو، عمه و عمو خطاب میشوند و برایم دلنشین بود چنین صمیمیتی. موسسه فاطمیون قریب به ۲۵ سال است که در گیلان مشغول به کار است و چند سالی است بزرگترین مجتمع خیریه شمال کشور را بنا کرده.
به اواسط خیابان سعدی که میرسیم، ساختمانی شش طبقه خودنمایی میکند: *مجتمع درمانی ریحانه*. کرکرهی ورودی تا نیمه بالا رفته و وقتی داخل میشویم، آثار تخریب نمایان میشود؛ عموی دختران گلبانو برایمان از روز حادثه میگوید، از شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ماه. اغتشاشگرانی که به زور مواد منفجره خود را به داخل لابی مجموعه میرسانند، با نگهبانان درگیر میشوند و به وسیله داربست مورد ضرب و شتم قرارشان میدهند. تقریبا به چیزی رحم نمیکنند؛ تلویزیونها، کامپیوترها، دوربینها، میز و صندلی اداری را غارت میکنند و برخی را در کوچه به آتش میکشند.
قفسههای خالی داروخانه نیز حکایت از ماجرای غمانگیزی دارد. جایی که داروهای مختلف و کمیابی خصوصا برای بیماران اعصاب و روان در آن نگهداری و به افراد بیبضاعت رایگان عرضه میشد. فیلم دوربینهای مداربسته حمله و غارت وحشیانهشان را به تصویر میکشد، قفسهها و داروهایش را روی زمین میریزند و زیرپا له میکنند، داروهای گران و کمیاب را به یغما میبرند.
نذریها و خیرات مردم که به موسسه اهدا شده بود نیز از چشمشان دور نماند و گونیهای برنج، گردو و... را با خود میبرند. قصد به آتش کشیدن مجموعه را نیز داشتند؛ همسایههای زیادی از پنجره فریاد زنان شروع به التماس میکنند، حتی برخی از جانشان مایه میگذارند و با آنان رو در رو میشوند و تلاش میکنند تا منصرفشان کنند. اول ارادهی خداوند و بعد دعای پدر نیازمندی که شرمندهی کودک بیمارش نشد اثر کرد و به همان وضع آنجا را رها کردند.
ادعایشان دردِ مردم بوده! اما دریغ از ذرهای همدردی! امیدِ مردم بیبضاعتی که دلشان به این مجموعه گرم بوده برای درمان بیماریشان را به همین راحتی نابود کردند. در عرض چند دقیقه...
و حالا در جای جایِ مجموعهای که روزانه حدود ۵۰۰ مراجعهکننده داشته، آثار تخریب نمایان است. خساراتی حدود ۳۰ میلیارد تومان.
میم.ب هادی
یکشنبه | ۵ بهمن ۱۴۰۴ | گیلان رشت